تبليغاتX
فعالین کمپین یک میلیون امضا شهرستان آمل

فعالین کمپین یک میلیون امضا شهرستان آمل

قوانین تبعیض آمیز باید تغییر کند

اسباب کشی

درود

اسباب کشی کردیم

 

مطالب جدید رو در این آدرس بخوانبد

http://4q4amol.wordpress.com/

از بازدیدتون سپاسگزارم

کمپین آمل

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 15:12  توسط کمپین امل  | 

چهار اپیزود/مانده به خواب های زنی/تا ریشه های شهریور و/ پاییز

 

25 شهریور 1387 - محمود معتقدی -

1

بی ا جا زه و/

تلخ

پا ره روایتی و / آهنگی به سرزمین های عا شقی ا ت

تو درمن

چگونه پیر و/ پیرترمی شو ی !

با زما نده ها ی سکوت خیابان و

ا رد یبهشتی/ شبیه قا ب ها ی تیغه ا ت

2

سهم تو و

حس رویا یی به نا تما م

کا بوس فراموشی و/ پا یا ن تند یسی / که غم شبا نه ها ی تو

بر د وش می کشد

فریا د مشترکی و/

غروب قا یقی سپید

د ریا یی و / حد یثی به خونخواهی ا ت

مثل چه کسی / ا ز را ه تو می رسد !

3

خوا هرا ن پیله ها ی تنید ه

د خترا ن صیغه ها ی با د و/

کود کا نی د ر عصرها ی خا کسترسرخش

د ل آ شوبه تقد یری و

ا زد حا می به برا بر و / " تغییر " ی

آ وا ز روشن تو و / صفی به دغد غه ها ی رنگین کما نی

کو ؟ / پس ا ین همه تا ریخ /

تا ریک و / تا ریک ترم

زند ه به گور توا یم و/

صبوری شب سنگسا ر وطن گیسو یت

4

نگا ه کن

جها ن

بر بیرق " اعترا ض " ا ت / چگونه می نوشد

چها ر اپیزود / ما ند ه به خوا ب ها ی زنی

/ تا ریشه ها ی شهریور و/ پا ییز

شگفتا !/ کسی

ا ز د قیقه ها ی لبا ن تو برنمی گرد د

نا م همه د ریچه ها ی شرقی ا م

روح پرند ه با ش

شهر یور 87

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 20:38  توسط کمپین امل  | 

بیشترین وقتی که برای یک امضا صرف کردم.. برای بهترین امضایی که گرفتم..

پنج ماهی از  عضویتم در  کمپین گذشته بود ، امضاهای زیادی جمع کردم ، اولین امضا رو از مادرم گرفته بودم ، حدود 220 امضا به تنهایی جمع کردم.

ولی این یه ماه اخیر نتونسته بودم امضاهای زیادی بگیرم ...تمام دوستان و فامیل همه با تو ضیحاتم در مورد کمپین و اهدافش ، بیانیه رو امضا کرده بودند.

یه نفراز این آشناهای خیلی نزدیک  هنوز امضا نزده بود ..این چند وقت گاهی از حقوق زنان و وضع اسفبار دادگاهای خانواده و تبعیضات موجود در قانون قضایی کشور ، در خونه حرف می زدم.

چند ماه برای این امضا وقت گذاشتم ، تا اینکه تصمیم گرفتم بیانیه رو بهش نشون بدم .

همسرم بیانیه رو  گرفت و شروع به خوندن کرد .او از فعالیتم در کمپین  خبر داشت و می دونست برای تغییر قوانین تبعیض  امضا جمع می کنم ..ولی نه او خواستار بیانیه شده بود که امضاش کنه و نه من در این کار پیش قدم شدم .

همیشه موافق حرفام بود بهم اعتماد داشت و می دونست حرفام در مورد  مشکلاتی که این قوانین برای زنان و کودکان بوجود می آره ، کاملن درسته ..ولی یه جورایی مغرور بود و سنتی ..و منم مغرورتر ..

دلم می خواست خودش بخواد و امضا کنه ..

اون روز مهسان یار کمپینی من در آمل اومد پیشم

و با هم حرف های زیادی زدیم ...و از مشکلاتی که سد راه پیشرفت کمپین امل شده بود حرف زدیم و ضعف اصلی آمل که همانا جذب نیروهای دواطلب بود ، رو بررسی کردیم .

دوستم بیانیه رو از کیفش در اورد و به سمت شوهرم رفت ...من از جام بلند شدم به سمت اشپزخونه رفتم به ولی زیر چشمی به چهره  مردی که عقاید سنتی داشت ولی در بیان اونارو تایید نمی کرد ، نگاه می کردم.

شوهرم بعد از خوندن بیانیه خودکار خواست و خونه ی خالی رو با امضا پر کرد ..

در مورد اولویت قانونی پرسید ..دوستم کامل براش تشریح کرد و اون ارث و طلاق رو انتخاب کرد ..

شوهرم گرچه تحت تاثیر مردان و یا زنان مسن فامیل عقاید سنتی درش ریشه زده ولی باحرفهای من در این چند ماه نظراتش تغییر کرده بود و معتقد بود که این قوانین تبعیض آمیز نیست که ظالمانه است ..

با خودم فکر می کردم که این بهترین امضایی بود که گرفتم و بیشترین زمان رو هم برای این امضا صرف کردم ..

اگه بیل زن خوبی بودم باید اول باغچه خونه ی خودم بیل می زدم ..و من

از عهده ی اینکار بر اومدم .. تونستم عقاید کسی که در زندگی خودم و فرزندانم نقش مهمی داره رو تغییر بدم ..

خوشحال بودیم  ..در اون لحظه من و مهسان و دخترم دستهامون رو رو به معنای موفقیت  بهم زدیم و از ته دل خندیدیم ..

فرشته

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 15:14  توسط کمپین امل  |