مطلب را به بالاترین بفرستید:
25 شهریور 1387 - محمود معتقدی -
1
بی ا جا زه و/
تلخ
پا ره روایتی و / آهنگی به سرزمین های عا شقی ا ت
تو درمن
چگونه پیر و/ پیرترمی شو ی !
با زما نده ها ی سکوت خیابان و
ا رد یبهشتی/ شبیه قا ب ها ی تیغه ا ت
2
سهم تو و
حس رویا یی به نا تما م
کا بوس فراموشی و/ پا یا ن تند یسی / که غم شبا نه ها ی تو
بر د وش می کشد
فریا د مشترکی و/
غروب قا یقی سپید
د ریا یی و / حد یثی به خونخواهی ا ت
مثل چه کسی / ا ز را ه تو می رسد !
3
خوا هرا ن پیله ها ی تنید ه
د خترا ن صیغه ها ی با د و/
کود کا نی د ر عصرها ی خا کسترسرخش
د ل آ شوبه تقد یری و
ا زد حا می به برا بر و / " تغییر " ی
آ وا ز روشن تو و / صفی به دغد غه ها ی رنگین کما نی
کو ؟ / پس ا ین همه تا ریخ /
تا ریک و / تا ریک ترم
زند ه به گور توا یم و/
صبوری شب سنگسا ر وطن گیسو یت
4
نگا ه کن
جها ن
بر بیرق " اعترا ض " ا ت / چگونه می نوشد
چها ر اپیزود / ما ند ه به خوا ب ها ی زنی
/ تا ریشه ها ی شهریور و/ پا ییز
شگفتا !/ کسی
ا ز د قیقه ها ی لبا ن تو برنمی گرد د
نا م همه د ریچه ها ی شرقی ا م
روح پرند ه با ش
شهر یور 87
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 20:38  توسط کمپین امل
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
پنج ماهی از عضویتم در کمپین گذشته بود ، امضاهای زیادی جمع کردم ، اولین امضا رو از مادرم گرفته بودم ، حدود 220 امضا به تنهایی جمع کردم.
ولی این یه ماه اخیر نتونسته بودم امضاهای زیادی بگیرم ...تمام دوستان و فامیل همه با تو ضیحاتم در مورد کمپین و اهدافش ، بیانیه رو امضا کرده بودند.
یه نفراز این آشناهای خیلی نزدیک هنوز امضا نزده بود ..این چند وقت گاهی از حقوق زنان و وضع اسفبار دادگاهای خانواده و تبعیضات موجود در قانون قضایی کشور ، در خونه حرف می زدم.
چند ماه برای این امضا وقت گذاشتم ، تا اینکه تصمیم گرفتم بیانیه رو بهش نشون بدم .
همسرم بیانیه رو گرفت و شروع به خوندن کرد .او از فعالیتم در کمپین خبر داشت و می دونست برای تغییر قوانین تبعیض امضا جمع می کنم ..ولی نه او خواستار بیانیه شده بود که امضاش کنه و نه من در این کار پیش قدم شدم .
همیشه موافق حرفام بود بهم اعتماد داشت و می دونست حرفام در مورد مشکلاتی که این قوانین برای زنان و کودکان بوجود می آره ، کاملن درسته ..ولی یه جورایی مغرور بود و سنتی ..و منم مغرورتر ..
دلم می خواست خودش بخواد و امضا کنه ..
اون روز مهسان یار کمپینی من در آمل اومد پیشم
و با هم حرف های زیادی زدیم ...و از مشکلاتی که سد راه پیشرفت کمپین امل شده بود حرف زدیم و ضعف اصلی آمل که همانا جذب نیروهای دواطلب بود ، رو بررسی کردیم .
دوستم بیانیه رو از کیفش در اورد و به سمت شوهرم رفت ...من از جام بلند شدم به سمت اشپزخونه رفتم به ولی زیر چشمی به چهره مردی که عقاید سنتی داشت ولی در بیان اونارو تایید نمی کرد ، نگاه می کردم.
شوهرم بعد از خوندن بیانیه خودکار خواست و خونه ی خالی رو با امضا پر کرد ..
در مورد اولویت قانونی پرسید ..دوستم کامل براش تشریح کرد و اون ارث و طلاق رو انتخاب کرد ..
شوهرم گرچه تحت تاثیر مردان و یا زنان مسن فامیل عقاید سنتی درش ریشه زده ولی باحرفهای من در این چند ماه نظراتش تغییر کرده بود و معتقد بود که این قوانین تبعیض آمیز نیست که ظالمانه است ..
با خودم فکر می کردم که این بهترین امضایی بود که گرفتم و بیشترین زمان رو هم برای این امضا صرف کردم ..
اگه بیل زن خوبی بودم باید اول باغچه خونه ی خودم بیل می زدم ..و من
از عهده ی اینکار بر اومدم .. تونستم عقاید کسی که در زندگی خودم و فرزندانم نقش مهمی داره رو تغییر بدم ..
خوشحال بودیم ..در اون لحظه من و مهسان و دخترم دستهامون رو رو به معنای موفقیت بهم زدیم و از ته دل خندیدیم ..
فرشته
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 15:14  توسط کمپین امل
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
با بی پاسخ گذاردن خبر آفتاب، درباره ممنوعیت استفاده از رنگ سفید برای بانوان در ادارات؛
مدیرکل ارشاد کرمان تهدید کرد

|
|
|
|
این در حالی است که بخشنامه مذکور عنوان محرمانه نداشته و مخاطبان آن نیز علاوه بر کارکنان، مراجعه کنندگان به ادارات تابعه ارشاد کرمان بودهاند. |
|
| |
 |
آفتاب: رسانههایی که بخشنامه اداره ارشاد کرمان را منتشر کردهاند مورد پیگرد قرار میگیرند.
مدیرکل اداره ارشاد استان کرمان با اشاره به انتشار یکی از بخشنامههای اخیر اداره ارشاد استان در وبلاگها و سایتهای اینترنتی تصریح کرد: «این کار غیرقانونی است و اداره ارشاد از راه حقوقی پیگیر این مسأله خواهد بود».
مهدی محبان در گفتگو با یکی از خبرگزاریها گفتهاست: «بخشنامهای که اخیرا با موضوع الزامات قانونی حجاب برای بانوان شاغل و یا ارباب رجوع در اداره کل ارشاد استان کرمان روی برخی از سایت ها و وبلاگهای اینترنتی منتشر شده است، بخشنامه داخلی وزارت ارشاد بود».
وی با تأکید مجدد بر اینکه انتشار علنی این بخشنامه یک کار غیرقانونی بوده است، تصریح کرد: «اداره حراست ما هم اکنون پیگیر این مسأله است و ما از مسئولان اداره ارشاد شهرستان کرمان در خصوص چگونگی در دسترس عموم قرار گرفتن این نامه توضیح میخواهیم».
محبان افزود: «اداره ارشاد استان کرمان همچنین با عکاس و خبرنگاری که این نامه را روی اینترنت قرار دادهاند نیز از طریق حقوقی برخورد خواهد کرد، زیرا این نامه یک نامه داخلی بوده و کسی حق انتشار آن را نداشته است وسایر انتشاردهندگان این نامه نیز در دستور پیگرد حقوقی توسط اداره ارشاد استان قرار دارند».
به گزارش آفتاب، اظهارات مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان در مورد پیگرد حقوقی یک خبرنگار، یک عکاس و رسانههای منتشر کننده بخشنامه ارشاد در حالی مطرح میشود که مطابق بند 6 ماده 6 قانون مطبوعات، رسانهها از «فاش نمودن و انتشار اسناد و دستورها و مسایل محرمانه، اسرار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و محاکم غیرعلنی دادگستری و تحقیقات مراجع قضایی، بدون مجوز قانونی» منع شدهاند.
این در حالی است که بخشنامه مذکور عنوان محرمانه نداشته و مخاطبان آن نیز علاوه بر کارکنان، مراجعه کنندگان به ادارات تابعه ارشاد کرمان بودهاند.
گفتنی است دهها سایت، وبلاگ و نشریه این خبر را در چهار روز گذشته منتشر کردهاند و مدیرکل ارشاداستان کرمان در مورد اینکه چرا رنگ سفید نیز به عنوان رنگ تند و زننده معرفی شده هیچ توضیحی نداده است. | |
نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 16:15  توسط کمپین امل
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
17 شهریور 1387 -
تغییر برای برابری- به دستور مدیرکل راه و ترابری استان کرمان و معاونت راهسازی این اداره کل ورود ارباب رجوع زن به این اداره ممنوع شد .
زنان ارباب رجوعی که در مورخ 13/6/87 به ساختمان معاونت راهسازی اداره کل راه و ترابری استان کرمان مراجعه کردند با صحنه ای دور از انتظار و توهین آمیز مواجه شدند . نگهبانان این اداره کل طبق دستور ، از ورود این زنان که عمدتا نمایندگان شرکت های پیمانکاری و مهندسین مشاور طرف قرارداد اداره کل راه و ترابری استان کرمان هستند به ساختمان معاونت راهسازی جلوگیری کردند .
این عده در پاسخ به اعتراض های خود به این موضوع شنیدند که :
از این به بعد باید تمام نمایندگان شرکت های پیمانکاری و مهندسین مشاور ، مرد باشند و دیگر به زنان اجازه ی ورود به این اداره کل و پی گیری کارهایشان داده نخواهد شد .
آنطور که از منابع مختلف از جمله کارمندان اداره کل راه و ترابری استان کرمان شنیده شده است دلیل این تصمیم برقراری ارتباط دوستانه ی یکی از کارمندان این اداره کل با یک نفر از زنان ارباب رجوع بوده است . حتی در صورت صحت این موضوع جا دارد از این آقایان سوال شود که وقتی مطبوعات می نویسند که فرمانده نیروی انتظامی با شش زن دستگیر شد آیا ورود زنان به این ارگان ممنوع می شود ؟ یا وقتی که در این چند سال اخیر به طور مکرر خبر دستگیری کارمندان دانشگاه ها را با دختران دانشجو درجراید می خوانیم ، آیاباید ورود بانوان به دانشگاه ها غدقن گردد ؟

یک روز بعد ، یعنی در تاریخ 14/6/87 تعدادی از این خانم ها با نوشتن نامه ای به مدیر کل راه و ترابری استان کرمان به این موضوع اعتراض کرده و خواستار آن شدند که وضعیت به حالت سابق برگردد و یا عدم اجازه ی ورود بانوان به این اداره کل به صورت کتبی به شرکت های مطبوع شان اعلام گردد . البته تا کنون پاسخی به این نامه داده نشده است و مسئولین آن اداره کل از دادن دستور کتبی در این مورد سر باز می زنند .
با اینکه چندین روز از شروع این ماجرا می گذرد هنوز هم دبیرخانه ی اداره کل راه و ترابری استان کرمان هیچ نامه ای را از ارباب رجوع های زن تحویل نمی گیرد و پاسخ هیچ نامه ای را هم به آنها نمی دهد در حالی که مردان به راحتی مثل سابق به مراجعات خود و پی گیری کارهایشان ادامه می دهند
........................
موندم چرا در هر ارتباط و مسله ای از این دست انگشت اتهام فقط به سوی زنان است!!
چرا از ورود مردان جلوگیری نشده ؟
مگر یک طرف این ارتباط مردنبوده ؟
این سوال من است :
چرا همیشه زنان باید مجازات بشوند؟ مگر مردان اصلن در این ارتباطها ذی نفع نیستند ؟ یا مگر مردان .....................؟؟
نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 15:42  توسط کمپین امل
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
11 تیر 1387 - مریم زندی
برای خیاطی نزد دوستی می روم، خانمی است متین وآرام. چند دقیقه ای که در کنارش می نشینی خواه ناخواه آرام می شوی . در آپارتمانی کوچکی زندگی می کند. تک اتاق آنجا، محل کارش است .
می گویم خوش به حال همسرو فرزندانتان چه مادر آرامی ؟
پوزخندی می زند و می گوید: آرام ! بعضی وقت ها مشکلات که از حد می گذرد آدم را خموش می کند.اگر برایتان از زندگی ام و روزهای یی که بر من گذشته بگویم تعجب می کنید!همان طور که آرام کوک می زند شروع به تعریف می کند:
من چند سالی است از همسرم جدا شده ام . آن قدر بلا سرم آمده که دیگر آرام شده ام.دراین شب ها ، شبی نبوده که به فکر بچه هایم نیفتم و راحت بخوابم .
همسرم از دادگاه که بیرون آمدیم بچه ها را برداشت و با خودش برد .در این سال ها هم او چندین بار آدرس خانه و مدرسه بچه ها را عوض کرد و نتوانستم آن ها را پیدا کنم وببینم .
بغض گلویش را می گیرد و می گوید: قانون برای ما زن ها کاری نمی کند . در حضورخود قاضی مرا به باد کتک گرفت هر چه فحش وناسزا و تهمت بود نثارم کرد می دانید عکس العمل آن ها چه بود می گفتند: دعوای خانوادگی است! کسی دخالت نکرد. با قلدری و فحاشی بچه ها را با خودش برد. بچه ها هم از او می ترسیدند.
اما دخترها که بزرگ تربودند بعدازمدت کوتاهی هر دو فرار کردند و پیش من آمدند .
یعنی پسرها می خواستند که پیش پدرشان زندگی کنند ؟
نه، اصلا این طوری نیست آن ها مجبور شدند. پسر کوچکم خیلی مرا دوست داشت و طبق قانون باید پیش من می بود اما از ترس پیش او ماند. حتی وقتی ماده قانونی هم به نفع زن باشد بازهم این مرد است که با خشونت خود اجازه نمی دهد این قانون اجرا شود ! شوهر من داخل راهروی دادگستری پیش چشمان همه چادر از سرم کشید و موهای مرا دوردستش پیچاند و من از ترس آبرویم فقط گریه کردم وخواهش کردم مرا رها کند . انگار کسی دست های مرا بسته بود و جلوی دهانم را گرفته بود.اما اوآن قدربی شرم و وقیح بود که با صدای بلند فحش می داد و آن چه که لایق خودش بود نثار من می کرد تهمت هایی زد که ازمردم خجالت می کشیدم و فقط خودم را از دستانش رها کرده و فرار کردم برای همیشه .
بعدش هم برایم پیغام فرستاد که : اگر باز هم بچه ها را می خواهی بگو . هنوز از به یاد آوزدن آن تهمت ها تنم می لرزد . برای همین دیگر کسی ازخانواده من حاضر نشد همراهی ام کند و مسیر قانونی را که حقم بود ادامه دهد.
لابد می پرسید که حقش نبود ازبچه هایم بگذرم ! ولی من خسته شدم می ترسیدم . بچه ها هم از پدرشان می ترسیدند . چند سالی است که دیگر آن ها را گم کرده ام نمی دانم کجا هستند بیچاره پسر کوچکم .نمی دانم پدرش به او چه جوابی می دهد؟ حتما " می گوید مادرت مرده !
از روزهای اول هم شریک زندگی ات این قدر عصبانی و خود رای بود ؟
راستش را بخواهید دوره ما که چیزی نمی فهمیدیم و یا اگر هم ما می فهمیدیم خانواده اجازه نمی داد که رفت و آمدی باشد و شناختی صورت بگیرد. او هم خوش تیپ بود و هم کارخوبی داشت. با این که قبلا ازدواج کرده بود و یک دخترکوچک دوست داشتنی داشت .مرا درهفده سالگی به عقد او درآوردند.
اما بعد از مدت کوتاهی کتک های اوشروع شد من همیشه از او می ترسیدم جسارت را درمن کشته بود .فحاشی می کرد آن قدر با صدای بلند فحش ناسزا می داد که همیشه از همسایه ها خجالت می کشیدم . برادرها واقوام من هم خیلی زود کنار کشیدند کسی جرات نداشت به زندگی ما نزدیک شود .
در این سال ها از او صاحب سه فرزند شدم . مادرم می گفت بچه دار شوید خوب می شود با تولدهر بچه این امید در من قوت می گرفت ولی خیلی زود به یاس تبدیل می شد .
سرنوشت دخترهمسرت این میانه چه شد ؟ چه بر سر او آمد؟
او هم بی گناه بود و زیر دست پدرش له شده بود.بعد از جدایی ماهم ترجیح داد پیش من زندگی کن و بعد از مدت کوتاهی او هم با دخترخودم به نزدم آمد. آن ها هم دردند .
همسرم دخترها برایش مهم نبودند و هرگز هم به دنبال آنها نیامد .اما پسرها کوچک بودند و تسلیم . با این که قانونا " پسرها باید پیش من زندگی می کردند اما او اجازه نمی داد . بعدها وکیلم هم آن ها را نتوانست پیدا کند.
خوب دراین سال ها چطور امرار معاش کردی ؟ اجاره خانه و مخارج دو دختر؟
من فقط به اتکا ء خودم و بازوهایم جرات کردم جدا شوم. می دانستم می توانم نان خودم را دربیاورم . برای این که از شر اوخلاص شوم خانه و زندگی، حتی سهم پدری ام را برای او گذاشتم و امدم. حتی یک تکه اسباب با خودم نیاوردم . الان چند سالی است که با دو دخترم زندگی می کنم من روزها خیاطی می کنم ودخترها الان دانشگاه می روند و برای ازدواج دختر شوهرم هم با مرد مورد علاقه اش مشغول تهیه جهیزیه هستم. من شب ها خیلی به یاد پسرهایم می افتم ولی درافتادن با او خیلی هزینه داشت هیچکس حریف او نشد .
می گویم از تجربه هایت بگو ؟
می گوید: تحمل تحمل تحمل، فقط به خاطربچه ها. نمی دانم .همیشه فکرمی کردم درست می شود امید داشتم چرا ؟ نمی دانم خودم را گول می زدم . راستش را بخواهید حالا معنی زندگی را می فهمم و بیهودگی تحمل خودم را. او هیچ وقت درست نشد . من فقط خودم را فرسوده و بچه ها را تباه کردم .
نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 16:13  توسط کمپین امل
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 15:49  توسط کمپین امل
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
کمپین برابری خواهی در همه جا ...
همه در حد توان خود فعالند ...
چند ماهی از آغاز به کار کمپین یک میلیون امضا در آمل می گذرد .
در این مدت فراز و نشیبهای زیادی را پشت سر گذاشتیم .
کمپین در دوسال گذشته با کوله باری از تجربه که در این راه بدست آورده ، همچنان پرتلاش ادامه می دهد و گاهی آفتی یا آفتهای هم به این نهال پرتلاش می زند .
در حقیقت دست اندازها کمپین فقط از ناحیه های مشخص شده و مخالفان کمپین نیست ، گاها دوستان هم نادانسته ونسنجیده دست به اعمالی می زنند که نا خواسته تیشه به ریشه کمپین می زنند.
و اینکه کسانی هم عضوی از کمپین می شوند و صرف که کمپین یک جنبش است و کسی نمی تواند انتقادی از آنان کند و یا حتی از ادامه همکاری با انان صرف نظر کند ، هر حرفی می گویند یا نوشته ای را به عنوان یک کمپینی می نویسند .
بارها گفتیم و می گوئیم که کمپین یک حرکت مسالمت امیز است و هدف آن تغییر قوانین تبعیض آمیز است .
کسانی که برای مشهور شدن و یا مخالفت با نظام عضو کمپین می شوند باید بدانند با علم بر اینکه کمپین یک جنبش است و از عضویت کسی ممانعت به عمل نمی آید ،
اما
در مقابل این افراد می ایستد و همکاری این افراد را رد کرده و از این اشخاص که منافع جمع را به خطر انداخته و درچارچوب سیاستهای مشخص شده کمپین حرکت نکنند، به شدت دوری می کند.
از همه ی دوستان و یاران کمپینی هم تقاضا می کنم به شدت با کسانی که به افکار شخصی خود بهای بیشتری می دهند وبه پیشبرد این افکار(سیاسی ) بیشترین اهمیت را می دهند ، وبا نوشته و مطالب تند خود و یا حرفهای نسنجیده باعث انرژی سوزی در دیگر یاران می شود ،برخورد کنند .
درست است که در کمپین همه می توانند با هر طرز تفکری که شخصی است و کاملن به خودشان مربوط است ، عضو شوند ولی اگر خارج از سیاستهای کمپین حرکتی داشته باشند ، مطمئنن نمی توانند یاری از کمپین باشند.
با آرزوی موفقیت برای کمپین یک میلیون امضا برابری خواهی
فرشته
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 22:11  توسط کمپین امل
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
لایحه حمایت از خانواده
انتقاد آیتالله شاهرودی از لایحه حمایت از خانواده
13 شهریور 1387 - رادیو زمانه - نسخه قابل چاپ
آیتالله محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه ایران، اخذ مالیات از مهریه زنان (ماده ۲۵) و ازدواج مجدد مردان بدون اجازه همسر (ماده ۲۳)، که در لایحه حمایت از خانواده منظور شده را غیر ضروری و به ضرر زنان میداند. به گزارش امروز دوشنبه خبرگزاری ایسنا، آقای شاهرودی اضافه شدن دو ماده مورد مناقشه از سوی دولت به این لایحه را قابل اصلاح دانست و افزود: «باید در شرایطی آرام و دور از هیاهو، نکات مثبت لایحه به اطلاع مردم رسانده شود.» لایحه «حمایت از خانواده» که با اعتراض گسترده فعالان حقوق مدنی در ایران مواجه شده، روز گذشته برای کارشناسی بیشتر به کمیسیون حقوقی مجلس شورای اسلامی عودت داده شد.
این لایحه قرار بود در هفته جاری و در صحن علنی مجلس در دستور کار هئیت رئیسه قرار بگیرد.
این در حالی است که آقای شاهرودی اصل این لایحه را «بسیار خوب» توصیف کرده و میگوید: «متاسفانه به دلیل جنجال، اساس لایحه که مسائل بسیار مهم مربوط به تحکیم و حفظ حقوق خانواده در آن دیده شده بود زیر سئوال رفت.» براساس ماده ۲۵ لایحه «حمایت از خانواده»، وزارت امور اقتصادی و دارائی موظف شده است «از مهریههای بالاتر از حد متعارف و غیر منطقی با توجه به وضعیت زوجین و مسایل اقتصادی کشور، متناسب با افزایش میزان مهریه، به صورت تصاعدی در هنگام ثبت ازدواج مالیات وصول نماید.»
ماده ۲۳ این لایحه نیز تصریح میکند که «اختیار همسر دائم بعدی، منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانایی مالی مرد و تعهد اجراء عدالت بین همسران میباشد.»
روز گذشته نیز حدود یکصد تن از شهروندان زن تهرانی و شهرستانی و از جمله برخی وکلا و فعالان شناخته شده حقوق زنان در دفاتر و راهروهای منتهی به صحن علنی مجلس حضور یافته بودند و با تعداد زیادی از نمایندگان و اعضای کمیسیون قضایی و نمایندگان تهران و شهرهای مختلف دیدار کردند.
این فعالان، ضمن اعلام اعتراض خود به لایحه در دستور کار مجلس، دلایل و پیشنهادات خود در این زمینه را مطرح کردند. قرار است این ملاقاتها ادامه یابد.
لایحه «حمایت از خانواده» در شهریورماه سال گذشته از سوی قوه قضاییه ایران تدوین و به دولت محمود احمدینژاد ارائه شد.
این لایحه سپس با تغییراتی از سوی دولت نهم به کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم ارائه شد؛ اما پس از بررسیهای اولیه در این کمیسیون مسکوت ماند.
اعتراضها به این لایحه از سوی فعالان مدنی در ایران از زمانی آغازشد که مفاد این لایحه در کمیسیون قضایی مجلس هشتم بدون بازنگری تأیید و آماده ارائه به صحن علنی مجلس برای تصویب نهایی شد.
طی چند هفته گذشته سایتها و نهادهای مختلف مدافع حقوق زنان به همراه بیش از ۲۲۰۰ نفر از فعالان مدنی ،سیاسی و فرهنگی از طیفهای مختلف در داخل و خارج از کشور، با امضای بیانیهای، مخالفت خود را با این لایحه ابراز داشتند.
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 16:56  توسط کمپین امل
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
12 شهریور 1387 -
تغییر برای برابری: چهار تن از اعضای کمپین یک میلون امضا به شش ماه حبس تعزیری محکوم شدند.
اتهام پروین اردلان، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز و جلوه جواهری فعالیت در سایت های زنستان و تغییر برای برابری اعلام شده است. در حکم صادره از سوی شعبه13 دادگاه انقلاب اسلامی این فعالان زن به استناد ماده 500 قانون مجازات اسلامی به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده اند.
شیرین عبادی، وکیل این فعالان زن با اعلام اینکه «کسی را نمیتوان به جرم بیان عقیده محکوم کرد» گفت به صدور این احکام اعتراض خواهد کرد.
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 15:35  توسط کمپین امل
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
طبق قوانین بینالملی، حق کودکان، بازی و تحصیل است نه کار، اما در شرایطی که خانوادههای بسیاری در فقر و نداری دست و پا میزنند، بسیاری از کودکان مجبورند نانآور خانواده باشند.
وقتی صغری بهعنوان خدمتکار در خانهای در رشت مشغول به کار شد، ۹ ساله بود. وقتی قرار شد بهجای مدرسه رفتن و درس خواندن و بازی کردن با همسالانش، ظرف بشوید، در خانه کار کند و در خدمت خانوادهای دیگر باشد تا خانوادهاش بتوانند با سالی دو گونی برنجی که در ازای کار صغری دریافت میکردند، از گرسنگی نجات یابند، هیچکس از صغری نپرسید آیا از سرنوشتی که برایش رقم خورده راضی است؟ آیا دوست دارد که کارگر خانگی باشد؟ هیچکس از مادر صغری هم نپرسید که آیا دلنگران آزارهایی که دخترش در محل کار با آن روبهرو خواهد شد نیست؟
«قانون» تنها پدر صغری را ولی و صاحباختیار او تعیین کرده بود و او با استفاده از این حق، دخترکش را از کودکی کردن باز داشت و به خدمتکاری گماشت. قانون حق هیچ اعتراضی را به مادر صغری و یا حتی به خود صغری نداده بود.
هیچ قانونی از صغری حمایت نکرد. هیچ قانونی از پدر صغری نخواست تا بار هزینههای خانواده را بر شانههای نازک صغری نگذارد. هیچ قانونی از شرایط کار صغری در آن خانه پرسوجو نکرد. هیچ قانونی چشمهایش را بر آزارهایی که صغری در آن خانه میدید باز نکرد. قانون صغری را فراموش کرده بود.
وقتی کودک خانوادهای که صغری در آن کار میکرد طی یک حادثه کشته شد. دستهای «قانون» یک بار دیگر به کار افتاد تا مهمترین حق صغری یعنی «حق حیات» را از او بگیرد. در قضاوت بین صغرای جنگلنشین کودک ۱۳ سالهی فقیر بیسواد و مرد متنفذ ثروتمندی که وکلای مشهور از او دفاع میکردند، صغری بازنده شد تا در گوشهی زندان نوجوانیاش را در انتظار چوبهی دار به سر کند، تا در طلوع ۱۸ سالگیاش کشته شود.
اینبار هم قانون، که بیرحمانه دختران را از ۹ سالگی برای تحمل مجازات عاقل و بالغ میداند علیه صغری بود. قانونی که هیچ دختری را برای تصمیمگیری دربارهی سرنوشت خود و انتخاب همسر آیندهاش عاقل و بالغ نمیداند، وقتی پای مجازات اعدام در بین است، دخترکان کوچک ۹ ساله را نیز مسوول کارهای خود میداند…
۱۸ سال است که صغری در زندان است. یکبار پای چوبهی دار رفته است، هنوز حکمش نه لغو شده است و نه اجرا. قانون به خانوادهی مقتول اجازه داده است تا هر زمان که خواست صغری را قصاص کند. خانوادهی مقتول، طبق قانون میتواند صغری را حتی تا سنین پیری در زندان نگه دارد سپس او رابه دار بکشد.
صغری تنها قربانی قانون نیست، قوانین ناعادلانه هر روز در این سرزمین قربانیان بسیاری را بر جای میگذارند… بیایید با پیوستن به کمپین یک میلیون امضا تلاشی بزرگ را برای تغییر بخشی از قوانین ناعادلانه به ثمر برسانیم.
از مطالب مندرج در بروشور دوسالگی کمپین
نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 14:13  توسط کمپین امل
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 0:20  توسط کمپین امل
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
كمپين آمل/ شنبه 9شهريور ماه
سايت تغيير براي برابري براي بار چهاردهم فيلتر شد و سايت هاي شهرستان هاي آمل-ايلام-اراك-مشهد-اصفهان-شيراز-مردان براي برابري-قبرس فيلتر شدند
اين چندمين بار است كه تارنگارهاي شهرستان ها فيلتر مي شوند و روند فاله اي فيلترينگ سايت هاي كمپين همچنان ادامه دارد
نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 10:38  توسط کمپین امل
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 9:26  توسط کمپین امل
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
در انتخاب آزادی !!!
خانم دوست داری همسر چندم باشی ؟
چند هفته ای هست که صحبت از تصویب لایحه حمایت از خانواده بر سر زبانها ست ..
تمامی دوستانم کمابیش از لایحه نوشتند و هرکسی نقطه نظرات خود رو بیان داشتند ،
البته در اینکه این لایحه از هر حیث به کانون نه چندان گرم خانواده ایرانی لطمات جبران ناپذیری وارد می کند شکی نیست ...
ما قوانین زن ستیز زیاد داریم ..همانند ارث و یا حق طلاق یا ازدواجو...و...و...و
یعنی باید گفت همه ی این قوانین از حیث لطمات وارده بر پیکره نحیف زن و بعد خانواده و جامعه ، کمی از لایحه حمایت از( مردان) خانواده نیست ..
قانونگذاران ما همیشه اینطور بودند بنقل از قدیمی ها :
می خواهند زیر ابرو رو بردارند، ُ می زنند و چشم رو کور می کنند ...
مثلن می خواهند به زنان بی سرپرست کمک کنند!!و مردان شهوت ران (تنوع طلب )به روشی کاملن شرعی ، حس تنوع خواهی خود رو ارضا کنند...
به این می گن کمک به خانواده !!!!
حالا چه بر سر همسر و فرزندان این مرد می آید خدا داند و داند و داند !!!
وقتی با دوستانم همصحبت می شوم ، می بینم که تمام وقت و انرژی خود رو برای این لایحه و تصویب نشدنش می ذارن ..
که صد البته مطمئنم قانون گذاران طبق معمول برای دهن کجی به کارشناسان و بحثهای آسیب شناسی انان هم شده این لایحه رو تصویب می کنند و ظفر مندانه ار درب ورودی مجلس بیرون خواهند آمد.، زیرا این نمایندگان مردم ، همان نمایندگان واقعی مردم به معنای اصل نیستند .
ولی می خوام از دریچه ای دیگه هم به این خانواده نه چندان گرم و موفق ایرانی که همه دارن از خراب شدنش حرف می زنند ، نگاه کنم .
خوب چند درصد از خانواده ها به خاطر بلای اعتیاد مشکل دارند ..
چه تعداد از خانواده ها به خاطر مسایل بد اقتصادی دچار مصیبت شده اند و حتی مواردی به فروش اعضای بدن خود هم دست زدند .
چه تعداد از خانواده ها یکی از والدین ( بیشتر هم پدر خانواده) برای چک بی محل یا ورشکستگی در زندان هستند،
بالا رفتن سن ازدواج بلایی دیگر در جامعه ایرانی ست ..زیرا این بالا رفتن سن ازدواج برای مشکلات بد اقتصادی ست ..فقط بدی اقتصاد ....
ناهنجاری های اجتماعی دیگر رو هم اگر اضافه کنیم ، می بینیم درصد خیلی کمی خانواده بی آسیب باقی می ماند..
این درصد کم هم می توان گفت ، از حیث اقتصادی در وضع متوسط به بالایی قرار دارد ،
(چرا که ایرانیان زیر خط فقر و یا فقر مطلق ،توانایی اداره چند همسر را از حیث مالی ندارند ...می گویند آمار زیر خط فقری ها به هشتاد هم رسیده ..پس می مونه بیست درصد ناقابل البته ...
داخل پرانتز اینکه مردان بی پول هم سرو گوششون می جنبه ها!!!!)
حالا این قانون گذاران نقشه یی شوم دارند و دندان طمع به اسودگی روحی و روانی این خانواده ها دارند...
وای خدای من !!! تجسم کن صبح از خواب بلند می شی باید به چی فکر کنی ....
به رقابت یا بدجنسی کردن و یا کنار اومدن با زنی که بعد از تو و یا شایدم قبل از تو همسر شوهرت هست ...
اوضاع پیچیده شد...مشکلات روانی اول به سراغ زن و بعد فرزندان می ره
امروز به شوخی به یکی از بچه ها گفتم که زنان آزادند !!!
و ادامه دادم البته در انتخاب اینکه همسر چندم باشند!
زنان ایران زمین، بعد از تصویب لایحه و قانونی شدن چند همسری در ایران ، در خواستگاری از شما پرسیده می شود :
می خواهید همسر چندم شوید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
می خواهی همسر چندم بشوی ؟؟؟
یه عدد بگو..اینم تخفیف..که دو رقمی نباشه ..عددهای زیر ۱۰ قبوله ..
۱ ۲ ۳.....۷ ....
۹
باز بگید حق زنان تضیع می شه ..
کجای دنیا به زنان این آزادی انتخاب عدد رو می دن که قانون گذاران به زنان ایرانی دادند ...
فرشته
نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 9:25  توسط کمپین امل
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مدرسه فمینیستی: قبل از هر چیز لازم است به جریان جنبش برابر خواهی زنان در ایران و مقایسه آن با روند جنبش برابری خواهی زنان در جهان نگاهی کوتاه و گذرا بیاندازیم تا دریابیم که آیا این جنبش در خور شایستگی و تحسین است و میبایست آن را به فال نیک گرفت یا اینکه سراسیمه در صدد نفی و سرکوب آن برآمد!؟
کسانی که به تاریخ معاصر جهان آشنائی مختصری دارند بخوبی می دانند که جنبش برابری خواهی زنان در اروپا و پس از آن آمریکا با چه مشکلات و پستی و بلندی هائی روبرو شده و دست و پنجه نرم کرده است!
اتفاقا در آنجا نیز جامعه مردسالار، به پشتیبانی حاکمیت، سد نخستین این جنبش در راه احقاق عدالت و برابری بود. بدون این که خواسته باشم وارد جزئیات این مطلب شوم به این نکته اشاره میکنم که همگی و بخصوص جوامع آن کشورها شاهد این بودند که چگونه جامعه با سر تسلیم فرود آوردن به خواسته های حق بجانب زنان در مسیر رشد و شکوفائی همه جانبه گام برداشت. بطوریکه اگر بخواهیم غیر مقرضانه به جوامع کنونی آن کشورها نگاه کنیم، می بینیم که درصد بسیار بالائی از رشد و شکوفائی و امنیت اجتماعی آن جوامع مدیون همان قوانین تضمین کننده برابری برای هر دوجنسِ زن و مرد است.
لذا و با این تعریف مختصر میبایست جریان رشد آگاهی و نیاز برابری خواهی زنان ایران که در نسلهای جوان و اخیر جامعه، سیر تصاعدی به خود گرفته است را نیز به فال نیک گرفت. چرا که در چشم انداز این جنبش جامعه ای برابر، پویا و مستحکم تر، پر کرامت و آشناتر به معیارهای سربلندی قابل رویت است.
من هنوز هم اعتقاد دارم لایحه ضد خانواده مذکور بعنوان یک قانون به تصویب نخواهد رسید. و هنوز هم اعتقاد دارم که در بین لایه های حاکمیت هنوز هم گوشهای شنوا و چشمهای بینایی وجود دارد که برای وزنه سنگینی بنام زن در جامعه ارزش و اعتباری قائل شده و حاضر به از دست دادن آن نباشد.
اما آن چیزی که اینک در سطوح بسیار بالای حاکمیت که همان دولت و مجلس باشند در جریان است، قبل از اینکه به یک لایحه قانونی شبیه باشد، به یک انتقام گیری از سیل اعتراضات و مطالبات برابری خواهی زنان شبیه است.
در حالیکه همه ما انتظار این را داشتیم که قانون مصوبه سال 53 نیز با قانون مدرنتر و عادلانه تری اصلاح و با میزان آگاهی و نیاز زنان امروزی جامعه تطابق بیشتری داشته باشد، با لایحه عجیب الخلقه ای مواجه شدیم که درصد عجیب بودن آن چیزی کمتر از دیگر عملکردهای حاکمیت نسبت به سرکوب جنبش زنان نبود! این لایحه نه تنها در صدد انتقام از جنبش زنان است بلکه خواهان انتقام گیری از زمان نیز هست! چراکه قرار است با تصویب این لایحه نه تنها به زمان ما قبل از سال 53 برگردیم بلکه خانواده های خود را به شیوه قرنهای نخستین خلقت، حمایت کنیم!
در نهایت باز هم بر امیدواری خود امید میافزایم که عدم تصویب لایحه مذکور باعث تعجب بیش از پیش ما و جهان خارج از ما نگردد. و اینکه حاکمیت نیز بجای گریز از مطالبات برابری خواهی زنان میهنمان اندکی به مطالبات آنان گوش فرا دهد.
کریم پورحمزاوی
نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 9:23  توسط کمپین امل
|